مقاله درمورد نظریه سیستمها در مدیریت|40063488

مقاله درمورد نظریه سیستمها در مدیریت|40063488|le|dec|نظریه سیستمها در مدیریت,چارچوب فکری,مرحله منطق ارسطویی,مرحله منطق تجربی,سیر تکاملی,استدلال قیاسی,قضیه کبری,دانشمندان,قرون وسطی,دانلود,دانلودمقاله,دانلود تحقیق,دانلود پایان نامه
جوینده گرامی در این پست شما فایل با عنوان مقاله درمورد نظریه سیستمها در مدیریت را مشاهده می نمایید.

**


نظریة سیستمها در مدیریت

نظریه سیستمها به مفهوم عام خود در واقع كاملترین و جدیدترین چارچوب فكری است كه بشر امروزی در راه كشف حقایق و تمیز خطا از صواب برای خود ساخته است . این منطق محصول عمر انسان متمدن است كه مرحلة تكامل خود را از دوران قبل از میلاد شروع كرده است . اگر چه اصولاً پیشرفت نحوة تفكر : سیر تكاملی داشته است ، ولی به منظور توجیه موضوع از سه مرحلة جهشی به ترتیب زیر می توان سخن به میان آورد :

1ـ مرحلة منطق ارسطویی،

2ـ مرحلة منطق تجربی ،

3ـ مرحلة منطق سیستمی ،

منطق ارسطویی

منطق ارسطو یا طرز فكر ارسطویی خود در واقع سنتز یا تركیب كاملی از منطق سقراط و افلاطون است . اساس كار سقراط ( اوایل قرن پنجم قبل از میلاد ) مبتنی بر استقرا بود ، یعنی در هر باب با بررسی موارد مختلف و جزئی تدریجاً به كلیات می رسید و پس از استقرا به شیوة قیاس می رفت كه برعكس استقرا بررسی قضایا از كل به جزء است . اعتقاد بر این است كه روش استدلال مبتنی بر تصورات كلی را سقراط به افلاطون و ارسطو آموخت و به همین علت است كه او را مؤسس فلسفة مبتنی بر كلیات عقلی می دانند .

اساس فلسفة افلاطون ( اوایل قرن چهارم قبل از میلاد ) تقریباً در قطب مخالف طرز فكر سقراط است ، به این صورت كه به نظر افلاطون محسوسات ظواهرند ، نه حقایق و گذرنده اند و نه باقی و علم (آگاهی ) بر آنها تعلق نمی گیرد ، بلكه علم به دنیای معقولات تعلق می گیرد ، به این معنی كه چه مادیات مانند حیوان و جماد ، چه معنویات مانند عدالت ، ظلم و غیره اصل و حقیقتی دارند كه به حواس درك نمی شوند و تنها عقل آنها را در می یابد و می توان آن را صورت یا مثال نامید و هر چیزی مثالش حقیقت دارد و آن یكی است ، مطلق و غیر قابل تعییر و فارغ از زمان و مكان و ابدی وكلی . بنابراین پدیده های اطراف ما كه به ذهن میرسند پرتو یا انعكاس از مثل ( جمع مثال ) خود می باشند و نسبتشان به حقیقت مانند نسبت سایه است به صاحب سایه .

ارسطو ( 384ـ 323 قبل از میلاد ) با رد عقاید افلاطون كاملترین منطق دورة خود را ارائه داده و معروف است كه ضمن رد نظریة افلاطون گفته

است :

« افلاطون را دوست دارم اما به حقیقت بیش از افلاطون علاقه دارم »

ارسطو به عنوان واضع منطق چنین ارائه طریق می نماید كه چون زبان و سخن وسیلة بروز فكر و عقل انسان است ، می بایستی چگونگی الفاظ و دلالتهای آنها و تركیبشان را برای جمله بندی معلوم كنیم تا از ابهام و اشتباه جلوگیری شود . سپستصور و تصدیق ، ذاتی و عرضی ، جزئی و كلی را مشخص نمود و ضمن ارائه معیارهای مفهومی از قبیل قضایای شرطیه و حملیه ، صغری و كبری و نحوة اخذ نتیجه وصورت بستن قیاس ، انواع برهان را تمیز داد و رموز جدل و سفسطه را باز نمود .

اساس منطق ارسطو استدلال قیاسی است ـ قیاس از سه قضیه تركیب می شود و قضیة سوم نتیجه ای است كه از دو قضیه دیگر حاصل می گردد . قضیة اول را كبری و دوم را صغری می نامند و این دو قضیه می بایستی قبلاً ثابت یا ثبت فرض شده باشند . به عنوان مثال انسان می میرد ( قضیة كبری ) ، سقراط انسان است ( قضیة صغری ) ، پس سقراط می میرد ( نتیجه ) یك نوع استدلال قیاسی است .

به طوری كه ملاحظه می شود اصول استدلال قیاسی ناشی از یك نوع عمل ذهنی است كه حتی ذهن هم عمل مهمی انجام نمی دهد ، زیرا نتیجه در واقع در بطن مقدمه است و به همین علت تا زمانیكه بشر در قالب منطق ارسطو فكر می كرد پیشرفت بسیار كند بود و حتی می توان گفت كه ركود فكری برای بیست قرن به بشر مستولی گشت . دورة ركود فكری كه قرون وسطی زمان مشخص آن است دارای خصوصیاتی به این شرح بوده است :

1ـ در این دوره كسب علم فقط در انحصا طلاب علوم دینی بود . پدیده های فیزیكی ( عینی ) برمینای عوامل متافیزیكی ( تصوری ) توجیه می شد . به وضوح كسب علم جنبة جزمی یا دگماتیستی داشت ، به این صورت كه علم فقط در تایید آن چیزی كه قبلاً مورد قبول قرار گشته بود ، مورد استفاده قرار می گرفت .

2ـ دانشمندان دورة قرون وسطی تصور می كردند كه دانشمندان قدیم درخت علم را به حد كمال رسانیده اند و دیگر چیزی نیست كه به آن اضافه كرد و وظیفة متأخرین فقط یادگیری است و برای هر كس كافی بود كه در اثبات نظر خود متوسل به عقیدة یكی از گذشتگان شود و پذیرش فكر قدما به حدی آمیخته با تعصب بود كه مخالفان را تكفیر و حتی اعدام می كردند ( كما اینكه در مورد گالیلة ایتالیایی چنین حكمی صادر شد ، زیرا او نظریة حركت زمین را عرضه كرد و چون این نظر مخالف فكر قدما بود به اعدان محكوم شد ، ولی چون از نظر خود عدول نمود و توبه كرد از مرگ نجات یافت ) .